خرید بک لینک
از وقتی که نوشتن رو یاد گرفتم و تونستم ایده های توی ذهنمو شکل بدم، داستان می نوشتم. داستانهای مختلف. اولاش کپی ملایمی از سبک بقیه بود. چیزایی که یاد گرفته بودم. همین نکات کوچولو. که داستان یه قهرمان م

برچسب: نویسنده: کامران محمودی تاريخ: چهارشنبه 17 بهمن 1397 ساعت: 15:16

+احساس می کنم که یکی باید بیاد رابطه ی من و باد رو که به صورت عجیبی هماهنگ شکل گرفته تحلیل و بررسی کنه و بعد بیاد بهم بگه که: شما دوتا خیلی وقته داریت با هم قرار می ذارین، ولی هیچ کدومتون خبر ندارین.

برچسب: نویسنده: کامران محمودی تاريخ: چهارشنبه 17 بهمن 1397 ساعت: 15:16

+اولای ترم یک که مهدیه گفت نماینده کلاس شده خیلی بهش حسودیم شد. دلم میخواست منم باشم. الان ترم چهاریم و من نماینده کلاسم.

+یک ترم کامل از ذهنم بیرون نرفت. از ته دل میخواستم که بیاد و همبازیم بشه. ترم دو اومد. بازی کردیم. خیلی هم خوب بازی کردیم. فکر کنم هنوز هم داریم بازی می کنیم. شاید حتی ناخواسته.

برچسب: نویسنده: کامران محمودی تاريخ: چهارشنبه 17 بهمن 1397 ساعت: 15:16

صفحه بندی